شعر ⇽ خانه ماهی ها
ارسال شده توسط سمانه اسحاقی (آسمانه) در ۳۰ خرداد ۱۳۹۶

گم شده بودم
میان اتفاق زرد زمین
باد دست هایم را گرفت
اما باد هم آدرس خانه ماهی ها را بلد نبود
رفتیم تا پنجره های غبار آلود درک
تا پرده های پاره دل
تا هیجان پوچ امید
خورشید چشم هایش را بست
از خواب مشوش مزرعه گندم چیدیم
اشک های آدم را فراموش کردیم
و جسد نسیم را در باغچه دفن کردیم
تب تلخ باد
آرام آرام به پایم پیچید
پاهایم شعله کشیدند

فانوسی از دور سوسو زد
شاید ماهی ها دنبال من می گشتند
هر چه به فانوس نزدیک تر می شدیم
خاکستر پاهایم در باد گم تر می شد
حالا تا فانوس راهی نمانده
اما پاهای من سوخته اند
و باد هم
آدرس خانه ماهی ها را بلد نیست

“سمانه اسحاقی”

از مجموعه “پنجره های بیقرار” ، نشر #نقطه_مکث

 

ارسال نظر
شعر ⇽ دست هایم را بگیر
ارسال شده توسط سمانه اسحاقی (آسمانه) در ۲۴ خرداد ۱۳۹۶

ارسال نظر
شعر ⇽ دست های به خون آغشته
ارسال شده توسط سمانه اسحاقی (آسمانه) در ۱۷ خرداد ۱۳۹۶

داعش

 

از آیه های میان لب های تو
تا دست های به خون آغشته ات
که پنجه در قلب انسانیت فرو برده
اشک های خدا را
بغض میکنم
پایت را از گلیم این آئین ناب بیرون بکش
شمشیر تو
رگ های خودت را خواهد برید

“سمانه اسحاقی”

ارسال نظر
شعر ⇽ اتحاد
ارسال شده توسط سمانه اسحاقی (آسمانه) در

 

دست هایت را به من بده
این شب
هر قدر با روشنی بجنگد
چاره ای جز تسلیم به صبح ندارد
وقتی خدا دست دیگر ما را گرفته است

 

“سمانه اسحاقی”

ارسال نظر
شعر ⇽ دموکراسی احساس
ارسال شده توسط سمانه اسحاقی (آسمانه) در ۱۵ خرداد ۱۳۹۶

 

تو باید باشی
تا در دموکراسی احساسات بی شمار من
انگیزه انتخاب عشق
هیجان زنده بودن را
به حضور صد در صدی برساند

“سمانه اسحاقی”

 

ارسال نظر
شعر ⇽ دلتنگ
ارسال شده توسط سمانه اسحاقی (آسمانه) در ۱۰ خرداد ۱۳۹۶

سرایان

 

دلتنگم
دلتنگ آسمانی که
پرنده هایش
از دستان پدرم دانه برمیچینند
و خورشیدش از قلب مادرم میتابد
دلتنگم
دلتنگ آدم هایی که
اگر گنبدهایشان فیروزه ای نیست
قلب هایشان فیروزه ایست

“سمانه اسحاقی”

 

+ شاید اگر بدانید این لحظه نوشت های کسی است که متولد خراسان جنوبی و ساکن اصفهان است، بهتر بتوانید فریاد واژگانش را درک کنید

ارسال نظر
شعر ⇽ ادعا
ارسال شده توسط سمانه اسحاقی (آسمانه) در ۱ خرداد ۱۳۹۶

ادعا!
ادعا از دیوار عاشقانه هایش بالا می رود
اما نیلوفر احساس من
زرد و خسته
کنج دیوارش می میرد

“سمانه اسحاقی”

 

ارسال نظر
شعر ⇽ عشق
ارسال شده توسط سمانه اسحاقی (آسمانه) در ۲۵ اردیبهشت ۱۳۹۶

عشق

ارسال نظر
“پنجره های بیقرار” منتشر شد
ارسال شده توسط سمانه اسحاقی (آسمانه) در ۲۳ اردیبهشت ۱۳۹۶

بعد از “فصل شدید دلدادگی”، دومین فصل شکوفه دهی دنیای شعرهای آبی ام را با چاپ “پنجره های بیقرار” آغاز میکنم…

“پنجره های بیقرار” را از انتشارات نقطه مکث به حضور معرفی میکنم.

 

(البته امور چاپ در اواخر سال ۹۵ انجام شده است اما رونمایی به نمایشگاه کتاب موکول شد.)

 

تقدیم به ریشه های پرافتخارم: پدرم و مادرم. و تقدیم به سطر آبی دفتر دلدادگی ام: رامین.

 

|| پینوشت:

روشن ترین آرزو و بزرگترین ترین دلخوشی ام در زندگی عشق بود و شعر. شکوفه های شعرم را مدیون عشقی هستم که کنار تو شعله می کشد… عشقی که دچار سنت زدگی نشد و من کنار تو هنوز حس همان دخترک روزهای اول را دارم… رنگین کمان دنیایم را مدیون آبی قلب توام رامین…

 

ارسال نظر
شعر ⇽ درد ماه
ارسال شده توسط سمانه اسحاقی (آسمانه) در ۲۳ فروردین ۱۳۹۶

شهر از چشم شب چکید
ماه دستش را
روی شانه ستاره گذاشت
و سلانه سلانه
تا غربت پنجره ای رفت
که برای ماهی داخل تنگ
دریا را توصیف میکرد
کنار شمعدانی ها نشست
و آخرین نفس هایش را
در ادراک خسته سجاده
به زمین تسلیم کرد
ابرها از بغض سخت آسمان باریدند

 

سمانه اسحاقی

.

ارسال نظر
آخرین عناوین ارسال شده

کلیه اشعار و متون وبلاگ متعلق به سمانه اسحاقی می باشد و هرگونه کپی برداری یا استفاده از آن بدون ذکر نام شاعر، پیگرد قانونی دارد